تبليغاتX
دکتر پرتقالی

یکشنبه بیست و ششم خرداد 1387

زنده باد فوتبال!

روز های فوتبال است و من تماشای فوتبال را زیاد دوست ندارم اما فضای خانه شدیدا طوری است که آدم دچار یک توفیق اجباری می شود و ترغیب می شود با خانواده بنشیندو تخمه بشکند و فوتبال ببیند.در خانه یک هوادار خیلی متعصب ایتالیا ،م و یک فرانسوی ضد ایتالیا ی! خونسرد،ک وجود دارد.

م به انسان هم اعتقاد ندارد اما وقتی ایتالیا بازی دارد به دست وپایش طلسم می بنندد یعنی دقیقا یک چیز هایی به خودش آویزان می کند و می گوید طلسم قهرمانی ایتالیاست!وسط بازی فریاد می کشد و دست وپایش می لرزد! م بازی های سالم را که هم می دید(ما می گیم "خار ِ سال ِ ماه ")داور را به ناداوری متهم می کرد وکلی حرص می خورد الان با این داوری های عجیب و غریب دیگه اوضاعش معلوم است.نمی شود دو کلمه باهاش حرف زد.

ک از هر حرکت قشنگ در بازی استقبال می کند و با همه چیز در طول بازی شوخی می کند.

وقتی ایتالیا بازی دارد م،ک را از خانه می اندازد بیرون!

به نظر می رسد فوتبال  این سال ها بالاتر از مذهب حتی ایستاده!حتی انگار یک مذهب جدید است که آیین ومناسک مخصوص هم دارد شکر خدا!دین لااقل یک وعده ی بهشت و جهنم می دهد به بشر که فوتبال هیچی ندارد!یعنی من نمی فهمم اگر ایتالیا قهرمان شود چه تاثیری در زندگانی م و امثالهم  دارد!اینکه سرشار از یک حس پیروزی و غرور می شوند یک بحث است،حرف من این است که عشقی که نثار فوتبال می شود خالص و ناب  است.قرار نیست در عوضش جایزه دریافت کنند !همین که تیمشان برنده باشد  باشد برایشان کافی و کافی و کافیست!یعنی رضایتشان اصلا مطرح نیست و در گروی رضای تیم شان است!(اینجا استدلال ها آخوندی می شود)

دارم فکر می کنم چرا ما آدم ها همدیگر را اینطوری دوست نداریم؟این طوری که برای موفقیت هم هورا بکشیم و همدیگر را تشویق کنیم...

فوتبال تجارت است.کلی پول دارد در طی این بازی ها جا به جا می شود اما تجارتی است که روی عشق هوادارانش بنا شده!شاید دیگر مثل دوران مارادونا و پله و کرایف و...حرفی از افسانه ها نباشد!دوره دوره ی ستاره های پولساز است!اما دلیل  قشنگی است برای  احساساتی که میان انسان ها وجود دارد، آن گاه که همه برای تیم شان هورا می کشند و یا می گریند...احساساتی  ما فکر می کنیم دیگر در دوره ی مدرنیته از بین رفته اند!

نوشته شده توسط دکتر پرتقالی در 5:37 |  لینک ثابت   • 

شنبه هجدهم خرداد 1387

تولد

         تولد

روی کیک تولدم شمعی نگذارید!

من امسال شمع تولدم را فوت نخواهم کرد!می ترسم که بزرگ شوم!

بزرگ تر شدن جرات می خواهد!اینروزها همه می ترسند بزرگ شوند....شاید اپیدمی شده است.

 

 

نوشته شده توسط دکتر پرتقالی در 17:33 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه نهم خرداد 1387

چگونه بند کفشم را ببندم؟

1.امروز،دکترهای شیفته ی علم و دانش ،نم اشکی در چشم با نگاهی سرشار از انگیزه های معنوی و عزمی راسخ آمده بودند در محضر مشاور!!توصیه ها و سئوالات حول محور"چه بخوریم؟چه نخوریم؟چه بخوانیم؟ چه نخوانیم ؟چقدر بخوانیم ؟تا کی بخوانیم ؟کی مرور کنیم؟ماژور بخوانیم یا مینور؟ چرا پاتو و فارما را هر روز بخوانیم؟؟ چقدر "ریتالین "بخوریم تا معتاد نشویم!!!؟!...."بود!خلاصه جای شما خالی! مجلس خیلی با صفا بود!!

صحبت از تغییر رفرانس ها شد!این که ریه و قلب تغییر فاحشی کرده و حجم پوست و کودکان خیلی زیاد شده!

و اخبار مهم نا موثق!! این که امسال سهمیه زنان حذف می شود و اخلاق هم قرار نیست در امتحان امسال لحاظ شود!

2.آقای مشاور همکارن محترم پزشک را به دو دسته ی اصلی "درسخوون" و "درس نخوون" تقسیم و گروه در سخوون رو هم به دو گروه نمره زیر 300(گروه خنگ ها) و گروه نمره بالای 300(فک نکن نابغه ایی) تقسیم کرد!آقای مشاوربه هر مشکلی که بر می خورد آن را به گوشه دیوار حواله می داد!دسته ایی از همکار ها و یک خانوم باردار ذکر شده در مثال ها سر از گوشه ی دیوار در آوردند امروز!!

3.تصمیم دارم برای مدارس تحت پوشش ام یک همایش "تغذیه و سلامت "برگزار کنم!از یک متخصص تغذیه هم برای سخنرانی دعوت کنم!فقط نمی دانم با توجه به همکاری بی شائبه ی دکتر ف !!وقت برای این کار ها دارم یا نه؟!

4.چند وقت پیش خانوم پیری آمده بود مرکز بهداشت یکی از روستا ها.حدودا 80 سال داشت!از این پیرزن های روستایی که صورتشان مچاله و نگاهشان مغرور است.روسری سفید شو کنار گوشش بسته .یه دستمال سیاه هم دور پیشونیش پیچونده !از آن آدم های در حال انقراض....باید برایش برگه سلامت پر کنم.پرسیدم: چند سالته مادر جان؟(دیالوگ ها به زبان محلی است)

-10 سال ،20 سال (صدای قهقهه ی بهورز ها و لبخند من!!) 20 سال ،بیشتر نیستم که!(....(قیافه اش حق به جانب می شود)بدبختی  زیاد کشیدم!صغیر داشتم !شوهرم مرد!بدبختی داشتم!کار مردم...کار مردم!( بحث جالب می شه)

-شوهرت چی کاره بود؟

-تو راه آهن کار می کرد!

-شوهرتویادت می آ د؟

-آره...آره ولی عباس مرد! (بهورز می پرسه عباسو دوس داشتی؟)برای چی دوس نداشتم؟جان دل!بود.مرد دیگه!خدا کشتش،چی کار بکنم!(اینجا اشکش در اومد)

-با هم خوب بودین؟

-آره! عباس جان شیرین بود! خدا به من بد کرد! شوهرم به من بد  نکرد که!خوب مردی بود!

-چطور شد تو رو انتخاب کرد؟

-منو خواست!

-تو نمی خواستیش؟

-(سرشو به اطرف تکون می ده،سکوت می کنه چند لحظه)چرا نمی خواستم!منم می خواستم!(بهورز می گه از 10 تا بچه ایی که دارن معلومه!!!)

...

نوشته شده توسط دکتر پرتقالی در 3:32 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه یکم خرداد 1387

کلاه نمدی و پزشک جایگزین!

1.خانه بهداشت ک در یکی از روستا های تحت ده گردشی ام سه پرسنل دارد:آقای ر ،خانم ع و خانم ر .

آقای  ر بیشتر از 15 سال است که ازدواج کرده ،فرزندی ندارد و بچه ها را دوست دارد.یک خانه پر از گل و درخت و مرغ وغاز واردک دارد.

خانم ع خواهر مدیر کل یک اداره دولتی است.2 تا بچه دارد ، دندان های جلویش افتاده وهمیشه می خندد!

خانم ر سه تا بچه دارد همسرش تازگی سرش هوو آورده!

 آقای ر همیشه می گوید خانم ع بهترین بهورز خانه بهداشت است.

خانم ع همیشه می گوید آقای ر بهترین بهورز خانه بهداشت است.

خانم ر همیشه می گوید من هیچ وقت سرم کلاه نمی رود.

2.یکی از خانم دکتر های شبکه در ماه چهارم بارداری است،از 3 ماه پیش کشیک  نایستاده وکلا بار اضافه بر دوش آقایان و خانم هایی که باردار نیستند!تحمیل شده.فکر می کنم در مورد معضلات کار زنان در سطوح مختلف  کشور ما بارها بحث شده است!وزیر دفاع اسپانیا در ماه 7 بارداری اش برای بررسی اوضاع خاورمیانه به افغانستان می رود!طیف گسترده ایی از زنان شاغل درزمان پریود هم حتی با مینیمم توان کار نمی کنند!امروزه بحثی درباره برابری حقوق زن و مرد در حد جوک است.با وجود آن که دیدگاه فعلی حاکم بر جهان هنوز هم مرد سالارانه  است اما ترک برداشته!زن ها از خیلی وقت پیش خود را ثابت کردند!ولی در ایران زنان ما فقط حرفش را می زنند!از لحاظ قضایی مسئله را بررسی نمی کنم منظورم از دیدگاه اجتمایی است!حقوق برابر می خوای !باشه،ولی براش بجنگ!واقعیت این است که زنان ما (و مردان ما البته) ترجیح می دهند حقوق برابر نداشته باشند و از مزایای زن بودن استفاده کنند!

از طرفی دیگر برخورد شبکه بسیاربحث برانگیز است!بسیار ناعادلانه خواهد بود اگر احساس امنیت روانی و سلامت جسمی برای دوران بارداری،زایمان و پس از آن را نادیده بگیریم.اما شبکه به این رویداد ،مانند یک مسئله ی غیر قابل پیش بینی نگاه می کند.به همه ی افراد درگیر گوشزد می کند که شرایط مقطعی است !صبر و برباری پیشه سازند که بحران و مصیبت وارد شده! زود گذر است!

در حالی که عملا وجود یک پزشک جایگزین برای دوران کشیک خانم دکتر های باردارآن  قدر که مضحک به نظر می آید غیر منطقی نیست!

 

 

 

نوشته شده توسط دکتر پرتقالی در 1:36 |  لینک ثابت   •