تبليغاتX
دکتر پرتقالی

شنبه بیست و یکم شهریور 1388

مطالعه کوهورت نیستیم چرا؟

اینروزها دلم تنگ شده برای بیمارستان ،برای دوره اینترنی ،برای راندهای پورزند که همه رو به صف می کرد، برای شرح حالهای 10 صفحه یی بخش غدد، برای درمانگاه های گوارش، خاطرات جنگ وینتام ناصی زاده و صد البته دکتر راد عزیزم و برای اورژانس شلوغ و البته بی در و پیکر که به همت دکتر ک کمی سرو سامان گرفته انگار ...

چقدر عجیبه که دلم برای گذشته اینقدر تنگ شده، شاید هم این روزها تبدیل شده ام به یک مطالعه case ـcontrol که به گذشته فلاش بک می زنم تا کمی به خودم آرامش بدم و چه کسی فکر می کرد روزی فکر کردن به مورنینگ بیلان آدمو سر شوق بیاره؟!!...     

شنیدم یکی ار رزبدنتای جراحی سال ۳ رو بخاطر سو استفاده از روپوش سفیدش اخراج کردن . بر عکس خیلی ها با شنیدن این خبر، خوشحال شدم و از کمیته یی که این تصمیم رو گرفته نهایت تشکر رو دارم که هنوز به پزشکی فراتر از یک شغل نگاه می کنن. 

نوشته شده توسط دکتر پرتقالی در 2:55 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه دوم شهریور 1388

با اجازه همگی ما فمینیست! نیستیم

فکر می کنم کلمه فمنیست در ایران بد جا افتاده و در هیچ جای دنیا زن مساوی مرد نیست و توقعاتی که جامعه از زن  داره با انتظاراتی که از مرد میره یکسان نیست ، بنا به تعریفی که از فمنیست میشه من هیچ وقت تو زندگیم فمنیست نبودم و با کمال شجاعت می گم در دوران اینترنیم بیشتر از۷۲ ساعت کشیک جنرال و بیشتر از ۲۴ ساعت کشیک اورژانس و جراحی نایستادم توی کشیکای اورژانسم شده بود که خسته بشم و کارامو واگذار کنم به همگروهیم س و خیلی راحت بگم من رفتم بخوابم، سوچور زبون این پسره با تو!! اما تشخیصم بد نبود و تو بخش روانپزشکی و نورولوژی  خدایی می کردم و الانم فکر می کنم توان علمی خوندن رشته ای مثل جراحی رو دارم اما جزو انتخابهای من نخواهد بود چون استحقاق س برای جراح موفق شدن خیلی بیشتر از منه و پافشاری روی این مطلب که من و س یه یک اندازه توانمندیم اصلا منطقی نیست.

 البته هستند زنانی که در مشاغل سخت با مردها برابری می کنن و موفق هم هستن ،در مورد اونها باید گفت که این مسئله بیشتر از اینکه به جنسیت مربوط نیست بلکه به فردیت این زنها برمی گرده وگرنه قرار نیست مسئله کشمکش دو جنس باشه و  فکر می کنم اینکه یک زن با روش کوشش و خطا بخواد خودشو در کاری که مهارت نداره ثابت کنه در نهایت به ضرر خودش و افراد وابسته به اون منجر میشه و کلا با فمینیست منافات داره، پس با اجازه همگی ما فمینیست نیستیم حداقل به اون معنی که در ایران بکار میره نیستیم .

اما در شرایط برابر همیشه از زن دفاع کردم چون زن بودن مساوی با نوعی طرد شدگی اجتماعیه، هر چند این موازنه در سطح کلان تغییر کرده اما در مقیاس کلی زنها هنوز برای اثبات چیزی که هستن و نه اونچیزی که باید باشن در تقابل با اجتماع هستن و البته باید گوش یه زنگ هم باشن تا نکنه خدایی نکرده این رویارویی به چارچوب اجتماع و همسر و فرزند خللی وارد کنه.

پی نوشت مرتبط : سال پبش چند ماه قبل طلاق خانم ش و آقای د توی یک عصر بهاری ش از من خواست کمی با د صحبت کنم که به اون آزادی در حد بقیه زنها بده تا  اونهم نفسی بکشه، ش ازم خواست با مشکل اونهم  فمینیستی! برخورد کنم و از اون دفاع کنم اما من هیچ وقت در مورد اونروز با د حرف نزدم چون فکر می کردم من حق دخالت در جریان زندگی هیچ کسی رو ندارم، چند روز پیش که دیدم د هیچ محدودیتی برای چارچوبهایی که برای ش تعیین کرده بود قائل نیست، فهمیدم نگرش به زن در ایران چقدر جای بحث داره حتی در سطح پزشکان محترم!

پی نوشت۲ : تذکر کتبی می دهیم  که لازم نیست که کسی توی گوش ما بزند که بفهمیم ما هم اشتباه می کنیم.

و یک سوال : دوستان ما زمان رزیدنتی به عروسی دوستان هم نمی رفتند پس چرا ما هنوز ویدئوپروژکتور سرمان روشن است و شبها خواب دهمین سردار را می بینیم؟

نوشته شده توسط دکتر پرتقالی در 23:27 |  لینک ثابت   •