شنبه نوزدهم اردیبهشت 1388
نمایش گاه بین المللی کتاب ایران
زیر هجوم تگرگ زیر پل هوایی پناه می گیرم وبه کتابهایی که خریدم محکم می چسبم! و سعی می کنم
فراموش کنم که کمی قبل بین سیل دوستداران کتاب و کتابخوانی تا له شدگی کامل فاصله ای نداشتم.
نمایشگاه کتاب امسال نمایشی بزرگ از بی نظمی بود و فقط میشود گفت: متاسفم.
متاسفم بخاطر سالن تاریک و تنگ و چینش راندم ناشران در بخش کتب دانشگاهی.
بخاطرشماره غرفه های کتب دانشگاهی که با خودکار یا ماژیک روی یک کاغذ کاهی معلق در هوا که گاه زیر پای بازدیدکنندگان دیده میشد.
بخاطر اطلاعاتی که مسیرها رو با برو تا ته! بعد بپیچ از اونوربعد بیا به اینور آدرس میداد و بعد میدیدی 3-2 تا غرفه از یه طرف دیگه باهات فاصله داشت.
بخاطرتبلیغ کیفیت فرهنگ کتابخوانی به این عنوان که با کتاب سبز کنکور رو قورت دهید .
بخاطرهجوم و گاه لحن ملتمسانه ملت جهت دریافت کیسه های نایلونی از غرفه ناشران و بستنی میهن!.
بخاطر گلهای طبیعی رنگارنگ بخش کتاب های خارجی و دریغ ازچند لامپ پر نور در قسمت کتب دانشگاهی .
و اما کتاب و حس شیرینش شاید به تمام این متاسف بودن ها بیارزه .....

