پنجشنبه نهم آذر ۱۳۹۱

جیک و پیک

نمی دونم نقطه آغاز این اشتباه کجا بود؟ بستری نکردن مریضی که اولین حاملگی اش بود با معاینه یک فینگر با دردهای خوب یا توجیهات بعد عجیب و غریبش، در هر صورت به اینجا رسید که مریض ۳ ساعت بعد از معاینه با خونریزی و افت قلب جنین برگشت و نوزاد با آپگار ۷ متولد شد و راهی NICU شد. چند روز تو برزخ اینکه چرا همچین اتفاقی افتاد بودم.هر بار که برمی گشتم میدیدم من همان کارهای روتین را انجام داده بودم اما انگار این دکولمان لعنتی پدر مادر نمی شناسد. شاید هم دکولمان نبود . هنوز هم نفهمیدم باید چه کاری می کردم و از کجا باید حوادث ۳ ساعت اینده رو پیش بینی می کردم. این سیبی که هزار چرخ می خورد تا به زمین برسد متاسفانه سیب نیست که ، ادم هست خودش هم از جنس زن حامله و فرزند به دنیانیامده اش !

تنها خبر خوشحال کننده این روزهای تلخ ،اینتوبه نشدن نوزاد و در نهایت مرخص شدنش است.

واما برخورد تهاجمی سال بالایی ها که بماند که انگار از کنار قاتلان بالفطره رد می شوند از برخورد بخش با این قضیه و جمع کردن تمام اشتباهات من و همگروهی هایم در یک کفه و وضع کلی قوانین توهین کننده به یک سمت شاکی ام و دریغ از یک جلسه توجیهی که کسی اشتباه پزشکی ما را بیان کنه. اینروزها برای من و همگروهی هایم سخت شده، روزهایی که گفته شده نمره فینال مارا کم خواهند کرد ، تجدید دوره خواهیم شد، روزهایی که اتندینگ مارا از عمل آف می کنند و ما گوسپندانی شده ایم که همه مارا به جیک نزنید جیک نزنید رهنمون می کنند.

نوشته شده توسط دکتر پرتقالی در 16:9 |  لینک ثابت   •