دکتر پرتقالی
شنبه هشتم مهر ۱۳۹۱
همه نه! تعداد کثیری صحیح است
فکر کنم بعد از مدتها اولین باری بود که کسی بخاطر من گریه کرد یکی از سال اولی ها. تو درمانگاه از ننوشتن بیماری تیروئیدی و سابقه تپش قلب ۷ ماه مریض شاکی شدم فکر کنم خسته کشیک شب قبل بود. خیلی آژیته بود. حتی سر من داد هم می کشید و بالاخره جلوی مریض زد زیر گریه. گریه مداوم و بی امان. دستپاچه شده بودم انگار. از طرفی می دونستم چه اشتباهی کرده که تذکر دادم از طرفی گریه اش خیلی ناراحتم کرد فکر کنم خیلی خوب بود که مودب نبود و داد میزد که من انصراف میدم بعد هم درمانگاه رو ترک کرد و موبایلشو خاموش کرد، چون داشتم تحریک میشدم که بغلش کنم و اگر دکتر اسی تشریف میاورد و این صحنه رو میدید برای بار سوم دعوا میشدم که چرا بچه های سال ما دیسیپلین بخش رو رعایت نمی کنن.
-چه اوضاع داغونیه این روزها، پیرزنی که دخترش تو بخش عفونی بستری بود جلوی صندلی های بوفه گریه میکرد از ۵۰ هزارتومنی که فقط پول لباس بیمارستان شده بود می نالید. گفت پول خرید آبمیوه برای دخترش رو نداره حتی، ۲ هزار تومنی تو جیبم رو در میارم و میدم به مسئول بوفه و می گم: آب پرتقال یک لیتری بده به این خانوم. پولمو می گیره و میگه خانم دکتر قابلی نداره بقیه پولو بعدا بیارین. نگاهی به قیمت روی پاکت آبمیوه می اندازم و دلم برای همه میگیره.... برای خودم و الف ، پیرزن بخش عفونی و مسئول بوفه... همه که نه، برای تعداد زیادی میگیره.
نوشته شده توسط دکتر پرتقالی
در 22:42 | لینک ثابت
•
