دوشنبه هفتم آذر ۱۳۹۰

اینهم پزشک 2 مملکت من.

 اولین باری که زایمان طبیعی رو دیدم وحشت کردم. یه دختر جوون به اسم الناز که می خواست از شوهرش جدا بشه و وقتی بچه اش به دنیا اومد به نوزادش حتی نگاهی هم نکرد تا خاطره یی ازش نداشته باشه. من منگ و گیج خودمو رسوندم به حیاط و به پسرهای گروهمون گفتم من هیچ وقت بچه دار نمیشم....  

انگار پست قبلی کلی منتقد داشته...دوستان خوبم، بحث فقط یک زایمان ، جیغ کشیدن و درک زن بودن اون بیمار جدا از تحصیلاتش نیست. درک درد کشیدن و فلسفه مادر شدن فقط دربین نیست.بحث نگاه به یک زایمان ایمن است .بحث اینکه اگه آموزش ما در مورد زایمان فقط مبتنی بر غرایز و طبیعت باشه نتیجه همین اوضاع نابسامان میزان بالای سزارین الکتیو خواهد بود،انتقاد از خانم دکتر انتقاد به کل سیستمی ست که حتی بانیانش اطلاعات درستی از مدیریت درست یک جریان طبیعی ندارند، اینکه بیشتر زایمان طبیعی درین کشور به علت عدم کفایت مالی پرداخت هزینه هاست و بیشتر بیمارا تحصیلات پایینی دارند خود گویای اینه ما هیچ آموزشی برای زایمان طبیعی نمی دهیم، متاسفانه بیمارا وقتی مراجعه می کنن که در فاز فعال هستند و درهمچین شرایطی نمیشه از تکنیکهای صحیح حرف زد.بیشتر مادران ایرانی از درد زایمان مترادف مرگ یاد می کنن و من دارم فکر می کنم همچین تعریفی در سوئد و نروژ هم رایج هست؟ چرا میزان سزارین الکتیو همکاران پزشک ما اینقدر بالاست و چرا پزشکان به اطرافیان دوست داشتنی شان سزارین رو توصیه می کنن؟من هنوز هم فکر می کنم علیرغم همدلی با خانم دکتر درون شرایط و اینکه  بعد زایمان همدیگه رو بغل کردیم و اون بخاطر مادر شدنش گریه کرد اما ناآگاهی خانم دکتر به ساده ترین تکنیکها و آمادگی برای زایمان خیانت در حق صداها زن ایرانی دیگه یی که به اون مراجعه می کنن و در خلال بیماریهای دیگه شون درین مورد هم اطلاعات میگیرن. فکر می کنم ترویج تکنیکهای درست زایمان طبیعی یکی از بزرگترین خدماتیه که یک پزشک زن میتونه به اطرافیانش ارائه بده.

نوشته شده توسط دکتر پرتقالی در 15:41 |  لینک ثابت   •